♥♥♥
مو هایش را نوازش کن
قبل از اینکه سفید شوند
زن است ... با همه زن بودنش ، دوست دارد نوازشت را
ولی با هوش است
فرق ریا با صداقت را می فهمد
آنگاه که ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت حس میکنی
به خاطر بیاور که زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است
شهاب هیچوقت از شکستن ستاره ایی به وجود نخواهد امد شهابــ تنها عشقیس که بوده و پایدار میماند
دوستت دارم شهاب زندگی من
من
پسرک عاشقی را می شناسم
که در آغوشم آرام می گیرد
در میانه ام زندگی میکند
در دستانم گل می گذارد
و بر تمامیت من بوسه می زند
چشم هایش که بی تردید و شفاف
نگاهم کرده است ساعت ها
بر جای جای روحم
آواز سر داده اند
و من
سرشارم از او
صــدایـت را مــی خـــواهم تــا مــوســیقی ســکوت لــحظه هــایــم بــاشــد
نــگاهــت را مـی خـواهم تــا روشــنی چشــمهای خســته ام بــاشـد
وجــودت را مــی خــواهم تــا گــرمــای قــندیل آغـوشــم بـاشد
خیالت را می خواهم تا خاطر لحظه های فراموشم باشد
دستها یت را می خواهم تا نوازشگر اشکهایم باشد
و تــنهـا خــنده هــایــت را مــی خــواهـم تـــا
مرحم کهنه ی زخمهای زندگی ام باشد
آری تـــنها تــــو را مـــی خـــواهــــم
چه غریبانه می خواهمت آن لحظه که اشک در چشمانت می رقصد و چشمان من مست چشمان تو است آن لحظه که قفل می کنی مرا در دستانت و زندانی می کنی مرا عاشقانه و تنگ و تنگ تر می کنی این زندان را آن قدر تنگ ... تا مرز یکی شدن چه بی تابانه می خواهمت آن لحظه که دستم را می گذاری روی قلبت و می گویی : ببین برای تو می زند و من غرق می شوم در این همه خوبی در این همه احساس گاهی شک می کنم که شاید خواب باشد این ها
شاید رویا باشد این همه خوشبختی
اما وقتی گم می شوم در آغوشت فراموش میکنم همه ی این ها را
نظرات شما عزیزان: